 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
خراسان رضوي , دوشنبه 22 اسفند 1390 |
|
ماجراي نجات يک کودک 6 ماهه با تماس يک شهروند وظيفه شناس
|
| | | |
 | «صورت کودک از شدت سرما کبود شده است. مادرش روزها او را در آلونکي که کنار ديوار بوستان درست کرده تنها مي گذارد و به جمع آوري زباله و مواد بازيافتي مي پردازد.» |  هموطن آنلاین_ محمد علي علي نژاد _ اورژانس اجتماعي يا همان سامانه ۱۲۳، فعاليت خود را از خرداد ماه سال ۱۳۸۷ در کشور آغاز کرد. از همان روزي که اين سامانه آغاز به کار کرد تاکنون مايل بودم تا از روند پي گيري هاي اين اورژانس گزارشي تهيه کنم تا اين که تلفن عصر گاهي يکي از شهروندان وظيفه شناس باعث شد تا همين موضوع را به سوژه تهيه گزارشي از اين سامانه تبديل کنم.شهروندي طي تماس تلفني با روزنامه مي گويد: «مادر و فرزندي با وجود سرماي هوا در کنار ديوار بوستان زائر زندگي مي کنند».
او اضافه مي کند: «صورت کودک از شدت سرما کبود شده است. مادرش روزها او را در آلونکي که کنار ديوار بوستان درست کرده تنها مي گذارد و به جمع آوري زباله و مواد بازيافتي مي پردازد.»
مهر مادر را خوانده ام، به اين کودک هم کمک کنيد
او عنوان مي کند گزارش مادر محله مهر مادر را خوانده است حالا مي خواهد که گزارش زندگي اين مادر و طفل ۶ ماهه اش را بنويسيم تا به او هم کمک شود. پس از تماس اين شهروند تماس هاي ما با بهزيستي براي پناه دادن به اين مادر و کودک در روز پنج شنبه بي نتيجه مي ماند، ظهر روز جمعه بار ديگر همان شهروند وظيفه شناس با روزنامه تماس گرفت و اعلام کرد: با مرکز فوريت هاي پليس ۱۱۰ براي کمک به اين کودک تماس گرفتم آن ها اعلام کردند بايد با اورژانس اجتماعي ۱۲۳ تماس بگيرم اما موفق به تماس با ۱۲۳ نشدم.
تماس با اورژانس اجتماعي
ساعت حدود 15:40 روز جمعه است که براي پي گيري موضوع با اورژانس اجتماعي تماس مي گيريم.
سامانه پاسخگو!
ساعت 15:42 با اورژانس اجتماعي ۱۲۳ تماس مي گيريم. اپراتور اين سامانه اعلام مي کند:«با سلام شما با اورژانس اجتماعي بهزيستي با شماره ۱۲۳ تماس گرفته ايد، خدمات تخصصي اين خط شامل موارد کودک آزاري، همسرآزاري، فرار، کودکان خياباني، زنان و دختران در معرض آسيب، متقاضيان طلاق و ساير آسيب هاي اجتماعي است، لطفا چند لحظه تامل فرماييد تا ارتباط با کارشناس برقرار شود...»حدود يک دقيقه آهنگ پخش مي شود و اپراتور اعلام مي کند هم اکنون کارشناسان مشغول پاسخ گويي اند لطفا منتظر بمانيد. براي بار دوم اعلام مي شود که بايد منتظر بمانم و پس از چند دقيقه تلفن قطع مي شود.
بالاخره کارشناس پاسخ مي دهد
بار ديگر با شماره ۱۲۳ تماس مي گيرم. اين بار پس از يک بار که اپراتور اعلام انتظار مي کند ارتباط تلفني با کارشناس برقرار مي شود و کارشناس مي پرسد: اين کودک چند ساله است، چه زماني او را ديديد و آيا به کلانتري اطلاع داده ايد و...
به او مي گويم ۱۱۰ اعلام کرده است که بايد با ۱۲۳ تماس بگيريم. آن کارشناس مي گويد: بايد پليس ۱۱۰ در محل حاضر شود و کودک را با حکم قاضي به بهزيستي تحويل دهد.
روز تعطيل فقط يک اورژانس داريم
با اصرار از او درخواست اعزام اورژانس اجتماعي براي رسيدگي به وضعيت اين کودک چند ماهه را دارم که کارشناس مي گويد: اورژانس اجتماعي در روزهاي تعطيل فقط يک گروه براي اعزام دارد اگر روز غيرتعطيل بود اورژانس اجتماعي اعزام مي شد.وي اضافه مي کند: امروز تعطيل است و نياز به حکم قاضي است.دوباره با تعجب از او سوال مي کنم آيا اگر امروز غيرتعطيل بود نياز به حکم قاضي نبود؟ که کارشناس تلفن را قطع مي کند...
تلفن خود به خود قطع مي شود!
در تماس بعدي علت قطع کردن تلفن را قبل از دريافت آدرس مي پرسم که مي گويد: تلفن خود به خود بعد از چند دقيقه مکالمه قطع مي شود!
چرا متوجه نمي شوي؟!
از او سوال مي کنم که آيا نبايد اعلام کودک آزاري مورد بررسي قرار گيرد و با حوصله جواب شهروند داده شود که او مي گويد: چرا متوجه نمي شوي که روز تعطيل يک خودرو براي اعزام بيشتر نداريم و آن خودرو نيز اکنون در حال ماموريت است.
تلفن باز هم قطع مي شود...
در تماس دوباره باز هم به او اصرار مي کنم که آدرس را يادداشت کند اما او که کاملا از پي گيري هاي من کلافه شده است، مي گويد: من از کجا بدانم که راست مي گويي و وقتي به او مي گويم که من از کجا بدانم که شما راست مي گويي و تنها يک خودرو داريد مي گويد من مامور دولت هستم... تلفن باز هم قطع مي شود.
باز هم تلفن قطع مي شود
در تماس چندمين بار، نام او را سوال مي کنم که کد... خود را اعلام مي کند اما در اين تماس هم دغدغه اي براي او به وجود نيامده است که آدرس را بگيرد و باز هم تلفن قطع مي شود.
تماس با۱۱۰
با پليس۱۱۰ تماس مي گيريم، ارتباط ما با اپراتور شماره ۱۵۱ برقرار مي شود و ماجراي اين کودک و مادرش را اطلاع مي دهم که بلافاصله مي گويد: با اورژانس اجتماعي به شماره تلفن ۱۲۳ تماس بگيريد و اين اطلاعات را در اختيار آن ها قرار دهيد. پليس تاکيد مي کند: مواردي مانند کودک آزاري در تخصص اورژانس اجتماعي است.
۱۱۰ قول پي گيري داد
پس از اين که به او اعلام مي کنم اورژانس اجتماعي اعلام کرده است که بايد با پليس تماس بگيريم اپراتور شماره ۱۵۱ با يکي از مقامات بالاتر مشورت مي کند و پس از ثبت آدرس مي گويد: پليس به محل اعزام مي شود، مطمئن باشيد اين ماموريت بلافاصله انجام مي شود.
درباره کودکان رها شده مسئوليت نداريم
پس از تماس با ۱۱۰، بار ديگر با اورژانس اجتماعي تماس مي گيرم.در آخرين تماس فردي که پاسخ گوي تلفن است خود را کد ديگري به غير از کد قبلي اعلام مي کند و مي گويد: ما وظيفه اي براي جمع آوري کودکان رها شده در خيابان نداريم، شما کودک را به کلانتري تحويل بدهيد...
وقتي مي فهمند خبرنگارم، مشکل رفع مي شود!
در عين حال او آدرس محل کودک، تلفن همراه و ثابتم را يادداشت مي کند و مي گويد:از کجا تماس مي گيريد؟ وقتي خود را معرفي مي کنم، مي گويد:درخدمتم! خودروي اورژانس به محل اعزام مي شود.
حضور هم زمان پليس و 123
پروين اعتصامي ۲۴ جنب ديوار کمپ زائر۲ مکاني است که با آدرس دهي يکي از نگهبانان بوستان به آن محل مي رويم قبل از ما خودروهاي اورژانس اجتماعي و کلانتري کوي پليس در محل حاضر شده است. البته ناگفته نماند که من به پليس خودم را به عنوان يک شهروند معرفي کرده بودم و آن ها براساس يک تماس عادي مسئله را پيگيري کرده بودند نه تماس يک خبرنگار. در کنار ديوار باغ مقدار زيادي زباله هاي بازيافتي در چند کيسه قرار گرفته است.در کنار آن يک عدد فلاسک، بطري نوشابه خانواده، کتري و چند پتو ديده مي شود، مردي که از ظاهرش به نظر مي رسد معتاد است با سروصورت کثيف و دودآلود در کنار زباله هاي بازيافتي ايستاده است.
فرزندم را تحويل نمي دهم
کلانتري از مادر کودک مي خواهد که کودک را به اورژانس تحويل دهد اما او مي گويد: «من فرزندم را تحويل نمي دهم...»اين زن که لباس هاي ژنده و کثيف پوشيده است بي توجه به صورت کبود فرزندش مي گويد: بچه ام مشکلي ندارد، هوا سرد است کمي سرماخورده...
اين زن درباره مردي که به گفته اهالي در چند ماه گذشته در اين محل با او بوده است، مي گويد: او شوهرم است.مرد که در حال براندازکردن آشغال هاست خود را شوهر زن و پدر کودک معرفي مي کند.او مي گويد: خانه ام در قلعه خيابان است و همسرم براي ديدنم به اين جا آمده است.
ماموران اورژانس اجتماعي درباره ازدواج و مدارک از او سوال مي کنند که مدعي مي شود: فرزندم شناسنامه ندارد چون شناسنامه همسرم در گرو بيمارستان براي هزينه هاي زايمان است.
گفته هاي اهالي
زني کهن سال از اهالي که با ديدن ماموران اورژانس اجتماعي و پليس در محل حاضر شده است، مي گويد: حدود ۵-۶ماه قبل اين زن را که هنوز زايمان نکرده بود در اطراف اين محل مي ديدم.او اضافه مي کند: چند روز قبل نيز شاهد رها کردن اين فرزند توسط مادرش بودم.
صداي گريه کودک
يکي از نگهبانان بوستان زائر نيز مي گويد: چند روز قبل صداي گريه کودک را از کنار ديوار شنيدم و اين کودک را در کنار آلونکي که در ميان زباله ها بود پيدا کردم.وي اضافه مي کند: کودک را به اتاق نگهباني بردم و کمي شير براي او گرم کردم و به او دادم. اين شهروند وظيفه شناس مي گويد: چند ماهي است که اين زن در حوالي اين بوستان با اين کودک زندگي مي کند.يکي ديگر از اهالي نيز مي گويد: اگر چند روز ديگر اين طفل معصوم در اين وضعيت مي ماند ممکن بود اتفاق بدي بيفتد.پس از انجام مراحل قانوني، پليس مادر و فرزند را براي تشکيل پرونده و انجام ديگر مراحل قانوني به کلانتري مي برد ولي مرد در کنار زباله هاي بازيافتي مي گويد: من معتاد و ولگرد نيستم خانه ام در قلعه خيابان است....
پي گيري نتيجه موضوع
در ادامه پي گيري اين موضوع شنبه شب با اورژانس اجتماعي مشهد تماس مي گيريم.اپراتور ۱۲۳ مي گويد: کودک ۶ماهه با حکم قاضي به شيرخوارگاه حضرت علي اصغر(ع) تحويل شده و مادر کودک که معتاد بود به مرکز نگهداري زنان آسيب ديده ۱۰دي بهزيستي تحويل شده است.
يک سوال و يک تشکر مهم
اين پاسخ، پاياني است، شايد موقتي، بر زندگي کودکي ۶ماهه در ميان زباله هاي حاشيه يکي از بوستان هاي مشهد. با اين حال سوالي که متوليان امر بايد براي آن پاسخي بيابند اين است که آيا اگر فردي به جز خبرنگار روزنامه خراسان پي گير اين موضوع مي بود، باز هم آن روز اورژانس اجتماعي به محل اعزام مي شد؟نکته مهم ديگر اين است که شايد اين کودک زندگي خود را مديون دلسوزي هاي آن شهروند وظيفه شناس است که اين موضوع را به ما خبر داد و در پايان نبايد تلاش هاي ماموران پليس را هم فراموش کرد....و يک نکته، بيشتر مراقب اطرافمان باشيم گاهي يک چشم باز، يک ذهن هوشيار، يک شهروند مسئول و... باعث نجات جان يک انسان مي شود و ما در آموزه هاي ديني مان آموخته ايم هرکس جان يک انسان را نجات دهد انگار جان همه انسان ها را نجات داده است و چه زيباست بااحساس مسئوليت بيشتر ما نيز در شمار احياگران انساني باشيم.
رسيدگي ماموران ناجا به کودک ۶ماهه
دقايقي پس از ماموران کلانتري و اورژانس اجتماعي وارد کلانتري مي شوم مامور کلانتري که کودک و مادرش را به کلانتري منتقل کرده است در حال سرد کردن آب جوش براي تهيه آب قند است. او مي گويد: طفل معصوم گرسنه است... او آب قند را که داخل شيشه کودک ريخته است به مادر کودک مي دهد....پس از اين ماجرا ماموران اورژانس اجتماعي مادر و کودک را به دادگستري مي برند تا حکم سرپرستي دريافت کنند. | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|