توسعه صادرات صنايع دستي زمينه ساز معرفي فرهنگ ايران اسلامي
چهارشنبه 24 خرداد 1391 - ساعت 13:22

بسياري از کارشناسان ميراث فرهنگي بر اين باورند که توليد صنايع دستي با استفاده از ابزار بومي بهترين وسيله انتقال فرهنگ کشور به نسل هاي آينده کشور و مردم دنياست.

 

هموطن آنلاین_ مجيد فکري_ حکايت صنايع دستي به رغم آميختگي با تار و پود فرهنگي ايران زمين، داستاني سرشار از بي مهري و فراموشي است. هنرمند، هنرمند شده تا با دستان توانا و ايده هاي بکر، هر آن چه در ذهن و فکرش نقش مي بندد بيافريند. طبيعت هنر و هنردوست ايجاب مي کند تا بعد از توليد اثرش آن را در معرض ديد عموم قرار دهد، فرقي نمي کند اين هنر تصوير يک فيلم باشد روي پرده سينما يا تصوير يک نقش زيبا روي فرش، گليم، مس يا چوب.
جايگاه صنايع دستي در انتقال باورها و اعتقادات اقوام مختلف ايراني از جمله کارکردهاي اين هنر-صنعت است که به بوته فراموشي سپرده شده است. صنايع دستي يک بخش مهم فرهنگي و اجتماعي است که بنا به رسالت خود در انتقال فرهنگ گذشته به آينده نقش موثر و مهمي را ايفا مي کند زيرا که با توجه به نوع برنامه ريزي هاي زيرساختي خود به قصد دستيابي به اهداف فرهنگي و هنري و گاه اقتصادي مي تواند در بهبود شرايط موجود قدم هاي موثري بردارد.
چند سالي است که با توجه به اهميت اين هنر و صنعت در عرصه فعاليت هاي ميراث فرهنگي و به ويژه حوزه گردشگري و جذب گردشگر مشکلات پيش روي توسعه و ترويج صنايع دستي ايراني در بازار داخلي و خارجي پر رنگ تر شده است زيرا که استفاده هاي غيرقانوني از نوع طرح ها و نقش هاي ايراني در ساخته هاي چيني و هندي و همچنين ضرباتي که به توسعه اين هنر در بازارهاي جهاني وارد آورده است موجب کساد بازار صنايع دستي نسبت به گذشته شده است.
نبود امکانات حمايتي و متعاقب آن نبود مواد اوليه مرغوب در توليدات فني محصولات صنايع دستي و از همه مهم تر نبود آگاهي و هوشياري مردم نسبت به اهميت فرهنگي و هنري اين گونه آثار و اشيا که گاه به ضعف در نوع طرح ها و نقش ها و يا تکراري بودن آن در ساخت مربوط مي شود موجب شد تا قريب به اتفاق کارگاه هاي هنري توليدات صنايع دستي با تعطيلي روزافزون روبه رو شود و عموم مردم بنا به قيمت هاي بالاي محصولات توليدي مرغوب و يا احيانا نداشتن کيفيت براي بقيه محصولات صنايع دستي کاربردي فقط به خريد برخي از اشياي دکوري صنايع دستي رو آوردند و به اين شکل از توسعه و ترويج استفاده از اين گونه آثار جلوگيري شود.
جالب آن که طي ساليان اخير تعريف کاربردي صنايع دستي را عوض کرديم، به جاي اين که بگوييم از محصولات صنايع دستي پايدار در زندگي استفاده کنيم از آن به عنوان يک وسيله تزئيني ياد مي کنيم. از يک سو مي گوييم ارزش هنر زياد است و مثلا تابلو فرش را به ديوار مي کوبيم و از سوي ديگر ظروف سفال را کنار گذاشته ايم و در ظرف هاي چيني و بلور و پيرکس غذا مي خوريم و اين مسئله آرام آرام باعث شده صنايع دستي در زندگي ما کم رنگ شود تا جايي که امروزه هنر را فراموش کرده ايم.
در کشورهاي بزرگ صنايع و هنرهايي وجود دارد که صرف نظر از اهميت اقتصادي آن، مردم بهاي بيشتري به آن ها مي دهند و علت آن را در معرفي فرهنگ و تمدن گذشته خود به ملت ها دانسته اند و اين معرفي بسيار مهم تر از معرفي صنعت پيشرفته امروزي آن ها قلمداد مي شود.
بهترين وسيله انتقال فرهنگ
بسياري از کارشناسان ميراث فرهنگي بر اين باورند که توليد صنايع دستي با استفاده از ابزار بومي بهترين وسيله انتقال فرهنگ کشور به نسل هاي آينده کشور و مردم دنياست.
«ملااحمدي» کارشناس سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي در اين باره معتقد است: هنرمندان صنايع دستي درس زيبايي شناسي را به همه مي آموزند و ارائه آثار آن ها در نمايشگا ه ها، علاوه بر نشان دادن توانمندي هاي آن ها فرهنگ اقوام و حتي کشور را به ساده ترين و موثرترين شکل ممکن منتقل مي کند.
وي مي گويد: توليد صنايع دستي با ابزار بومي و در موقعيت محلي وقتي با سرپنجه هاي هنرمندانه آميخته مي شود، آثاري مي آفريند که مي تواند در انتقال فرهنگ بومي بسيار موثر باشد و هنر ايرانيان را به جهانيان عرضه کند. وي با بيان اين که نگاه مسئولان به صنايع دستي، صرفا نبايد يک نگاه معيشتي باشد، مي گويد: صنايع دستي بايد منجر به اشتغال شود و دستور کار مديران هم در بخش صنايع دستي، توانمندسازي اين هنر در بخش مشاغل خانگي و رونق بخشيدن به آن باشد ولي اين دغدغه نبايد باعث شود تاثير ژرف فرهنگي دست سازه هاي اقوام ايراني در اين نوع نگاه گم شود.
ملااحمدي، به نکته جالبي اشاره مي کند: در شرايطي که خروج ميراث فرهنگي از کشور امري غيرقانوني است، صنايع دستي مي تواند به انتقال فرهنگ و هنر اصيل ايراني به خارج از کشور کمک کند. وي تاکيد مي کند: عامل اصلي انتقال فرهنگ ها در آينده، ميراث فرهنگي و صنايع دستي چه از نوع مانوس و چه نامانوس آن است. اين ميراث نتيجه هنر صنعت گراني است که در طول تاريخ بارقه هاي فرهنگ و اصالت ايراني را به بشر هديه کردند. ميراث و صنايع دستي دو بال هستند که مي توانند در عرصه صنعت و اجتماع به شکل فاخري عرضه شوند و بي توجهي به هر يک زيان هاي جبران ناپذيري به دنبال دارد.
وي مي پرسد: مگر نه اين که بخش بزرگي از شناسنامه ايران در اين آثار و هنرمندان آن نهفته است و با از دست دادن يک استاد کار، بسياري از اطلاعات آن هنر از ميان مي رود، پس چرا به فکر نجات و حفظ اين هنر نيستيم؟ تا فرصت باقي است بايد براي بقا و احياي هنرهاي منسوخ شده تلاش کرد. اگر اندکي نگاهمان را عميق کنيم متوجه خواهيم شد که اسم بسياري از هنرهايي که در اين سرزمين تاريخي وجود دارد و قرن هاست که فراگيري آن سينه به سينه انجام مي شده، تا به حال به گوش هيچ ايراني نرسيده است، هنرهايي همچون گوشه دوزي، تفرش دوزي، رودوزي و چوخه بافي و...
توجه به صنايع دستي و بومي لازمه رشد و ترقي فرهنگ و آداب و رسوم است چرا که صنايع دستي مي تواند مهم ترين و بهترين جاذبه گردشگري ايران باشد و اگر به احياي صنايع دستي کمک کنيم بهترين قدم را در اين راستا برداشته ايم.وي يادآور مي شود: با مرگ هر صنعت گر کهنسال آن صنعت هم با فراز و نشيب هاي زياد مواجه شده و حتي از بين مي رود بنابراين با برگزاري کلاس هاي آموزشي براي انتقال تجربيات هنرمندان مي توانيم اين هنرها را حفظ کنيم و براي استفاده آيندگان نيز باقي بگذاريم.
وي توجه به صنايع دستي را توجه به پيشينيان و فرهنگ غني ايراني مي داند و مي گويد: احترام به صنايع دستي احترام به پيشينيان و ميراث فرهنگي است. اين هويت و پيشينه بسيار ارزشمند است به طوري که شاهديم کشورهايي که از آن بهره مند نيستند همواره به دنبال جعل آثار ديگر کشورها و ثبت آن به نام کشور خود مي باشند.
صادرات فرهنگ
به عقيده کارشناسان علوم اجتماعي، ارج نهادن به هنرمندان و صنعت گران عرصه صنايع دستي ارج نهادن به فرهنگ اين مرز و بوم است.
دکتر «بروجردي» جامعه شناس و مدرس دانشگاه علامه طباطبايي در اين باره مي گويد: سرمايه گذاري در عرصه صنايع دستي و توسعه بخشيدن به آن، سرمايه گذاري در توسعه فرهنگي جامعه است. هر چند اشتغال زايي و درآمدزايي با توسعه صادرات صنايع دستي محقق مي شود ولي در کنار آن صادرات فرهنگي کشور ايران بيشتر با توسعه صادرات صنايع دستي است که محقق خواهد شد.
وي متذکر مي شود: يکي از مهم ترين کاربردهاي فرهنگي صنايع دستي موضوع هويت شناسي است. صنايع دستي در کشورمان اين نقش ها و کارکردها را دارد. صنايع دستي به عنوان نماد ملي و بومي، عامل توسعه گردشگري و مبادلات فرهنگي، نقش فرهنگ شناسي و قوم نگاري از طريق تمرکز بر مشخصه هاي موجود در صنايع دستي و ويژگي هاي اقوام و جوامع توليدکننده را نشان مي دهند.
بروجردي تصريح مي کند: فرهنگ در هر منطقه اي و به ويژه در کشورهايي که مانند ايران از خرده فرهنگ هاي مختلف تشکيل شده ناشي از همکاري و همدلي اقوام آن سرزمين است. بنابراين توسعه و حفظ فرآورده هاي فرهنگي منطقه اي و ملي ضرورت تام دارد، چرا که فرآورده هاي فرهنگي مطمئن ترين ضامن توسعه مستقل است. به همين دليل صنايع دستي نقشي استراتژيک در صيانت از هويت فرهنگي ايفا مي کنند. محصولات فرهنگي با خصلت هاي بومي و سنتي هويت فرهنگي را تقويت مي کنند و قوه خلاقيت و آگاهي مردم را نسبت به ميراث فرهنگي افزايش مي دهند.
وي مي گويد: از منظر توسعه همه جانبه، روند ملي سازي و هويت ملي يعني تشکيل يک ملت با سرزمين، نظام حکومتي خاص خود و برخي ويژگي هاي ديگر که اصطلاحا «دولت ملي» ناميده مي شود و از جايگاه ويژه اي برخوردار است. خوشبختانه صنايع دستي در طول ۳دهه اخير به خوبي توانسته با تغييراتي که در مضامين و مفاهيم دروني خود ايجاد کرده به بازنمايي هويت ملي بر اساس مفاهيم مذهبي و ديني بپردازد؛ يعني تبيين تحولات معنوي، فکري و اجتماعي و تحولات ناشي از انقلاب اسلامي ايران از طريق پي گيري و توجه به تغييرات در فرم و ساختار برخي از صنايع دستي (مانند تابلو فرش کربلا و ديگر تصاوير ملهم از فرهنگ ديني و انقلابي در صنايع دستي بعد از انقلاب).
اين مدرس دانشگاه مي گويد: تا مدت ها توسعه مقوله اي صرفا اقتصادي تلقي مي شد اما به تدريج نگاه يک سويه به توسعه و تاکيد بيش از حد بر مسائل اقتصادي، باعث بروز مشکلاتي در عرصه هاي اجتماعي و زيست محيطي براي کشورهاي پيشرفته شد. اين مشکلات از آن‌جا نشأت مي‌گرفت که نقش کليدي فرهنگ در قوام جامعه مورد غفلت قرار گرفته بود. مي توان گفت فرهنگ به عنوان گنجينه اي از دستاوردهاي مادي و معنوي بشري که باورها، ارزش ها، نگرش ها و هنجارهاي مورد قبول يک جامعه را در طول تاريخ به وجود آورده است نوع رفتار مردم آن جامعه را مشخص مي کند.
وي مي گويد: نضج، دوام و استمرار هويت فرهنگي ايراني در طول تاريخ مديون گروه هاي مختلف قومي نظير کردها، ترک ها، لرها، بلوچ ها، ترکمن ها و عرب ها بوده است، چرا که هر يک با افزودن لايه هاي هويتي- فرهنگي به ديرپايي، غنا و عظمت آن افزوده اند. کمي و کاستي ها و مولفه هاي مثبت و منفي آن نيز تنها متاثر از يک قوم نبوده، بلکه در تعامل همه گروه هاي قومي با شدت و ضعف هاي مختلف شکل گرفته است. از طرفي صنايع دستي معرف فرهنگ خاص هر منطقه است بنابراين بايد براي گسترش و معرفي آن تلاش شود.
محصولات فرهنگي که اين اقوام در اشکال مختلف و در بيشتر موارد در قالب صنايع دستي توليد کرده اند در غني سازي لايه هاي فرهنگي اين سرزمين نقشي غيرقابل انکار دارد.
وي متذکر مي شود: نبايد فراموش کرد که هويت ايراني بر ۳پايه مهم استوار است: دين، مذهب و اعتقادات مذهبي، ميراث سياسي و ميراث فرهنگي که صنايع دستي امروزه در بعد ميراث فرهنگي ظاهر شده و همواره در تقويت و صيانت هويت ايراني نقش داشته و دارد.
وي اضافه مي کند: بنابراين توسعه صنايع دستي و صادرات آن کمک به توسعه گردشگري است. يکي از معضلات توسعه صنايع دستي موضوع باور ملي و مصرف داخلي است که اين نقص بايد به سرعت با حمايت سازمان ميراث فرهنگي جبران شود، هر چند که اقدامات خوبي در اين حوزه انجام شده است.
وي متذکر مي شود: انتقال آموزش هاي جديد از جمله بازاريابي، مذاکرات بين المللي، انتقال تجارب و هنر پيشکسوتان به جوانان، تبليغات، ايجاد فروشگاه ها و نمايشگاه هاي دايمي استاني، منطقه اي، ملي و فراملي از جمله راهکارهاي حل معضلات صنايع دستي است.
بروجردي همچنين مي گويد: دولت با حمايت هاي خود در حوزه آموزش رايگان، پرداخت يارانه براي شرکت در نمايشگاه هاي خارجي و حمايت از ابتکارات جديد در عرصه صنايع دستي بايد تمام تلاش خود را براي توسعه صادرات صنايع دستي به کار بگيرد.
وي به نقش حياتي بخش خصوصي در رونق اين صنعت اشاره و ابراز اميدواري مي کند با جذب سرمايه هاي کوچک بخش خصوصي و به کارگيري آن در ايجاد شرکت هاي توسعه صنايع دستي شاهد ارتقاي بيش از پيش وضعيت صادرات صنايع دستي کشورمان باشيم.
صنايع دستي چيني
جاي بسي تاسف دارد که در چنين شرايط نامطمئن و سستي کشور دوست، چين از اين عرصه هم نگذشته و اکنون صنايع دستي ايراني را براي ايران در حجم انبوه توليد و روانه بازار کشور مي کند.
يک کارشناس فني صنايع دستي با اشاره به اين که متاسفانه بازار صنايع دستي شهرهاي مختلف کشورمان از جمله اصفهان که مهد صنايع دستي است، امروزه در تسخير محصولات چيني است، مي گويد: اين معضل چيني شدن در اندازه اي رخ نمايي مي کند که در بسياري از زمينه ها ابتکار را از پنجه هاي طلايي هنرمندان اين منطقه ربوده است.
ورود اين محصولات به بازارهاي صنايع دستي کشور به حدي است که ورشکستگي تعداد زيادي از هنرمندان اين صنعت را به دنبال داشته و دل هنردوستان ايراني را به درد آورده است.
اين کارشناس متذکر مي شود: نظر به اين که هر فرآورده دستي بازگوکننده خصوصيات تاريخي، اجتماعي و فرهنگي کشور توليدکننده است، اين موضوع هم عامل مهمي در شناساندن فرهنگ و تمدن به حساب مي آيد و هم عاملي براي جلب و جذب گردشگر و جهانگردان خارجي است. امروزه آثار تاريخي صرفا وسيله جذب گردشگر به کشورهاي در حال توسعه که تمدني کهن دارند، نيست و فرآورده هاي دستي نيز با طرح ها و اصالت هاي ويژه مطرح است و مکمل ديدني هاي تاريخي هر کشور به شمار مي آيد.
در برخي از کشورها که مهد صنايع دستي محسوب مي شوند، در کنار مراکز توليد عمده محصولات دستي، امکانات گردشگري نيز فراهم شده است تا جهانگردان ضمن اقامت در اين گونه مراکز، از نزديک با چگونگي توليد مصنوعات دست ساخته آشنا شوند. به اين ترتيب مي بينيم که صنايع دستي و صنعت گردشگري بر يکديگر اثر متقابل دارند و مي توانند موجبات رشد و توسعه يکديگر را فراهم آورند.
«حميد شايسته» تاکيد مي کند: ولي با نگاهي گذرا به بازارهاي سنتي مثل بازار اصفهان، کاشان، تبريز و... مي توان اهميت حفظ ارزش هاي صنايع دستي در ايران را يافت. ولي حالا اين بازارها از کالاهاي صنايع دستي غيربومي اما مشابه پر شده، کالاهايي که به نام صنايع دستي ايران در خارج از کشور به ويژه چين ساخته مي شود و پس از ورود ضربه مهلکي به صنايع دستي توليد شده در کشور مي زند که با اشباع بازارهاي فروش مانع از کسب و کار هنرمندان اين خطه مي شود.
چنين به نظر مي رسد که نقش فرهنگي صنايع دستي در پيچ و خم اقتصاد سياسي و سياست اقتصادي مسئولان در حال فراموش شدن است و اين اتفاق در شرايطي رخ مي دهد که ديگر کشورها به شدت بر اين کارکرد صنايع دستي کشورشان تمرکز کرده اند و از آن بيشترين بهره را مي برند و از اين طريق فرهنگ و نمادهاي فرهنگي خود را به جهان صادر مي کنند.
چکيده گزارش
هنرمندان صنايع دستي درس زيبايي شناسي را به همه مي آموزند و با ارائه آثار در نمايشگاه ها، علاوه بر نشان دادن توانمندي هاي خود فرهنگ اقوام و حتي کشور را به ساده ترين و موثرترين شکل ممکن منتقل مي کنند. هر چند صنايع دستي بايد منجر به اشتغال شود و دستور کار مديران هم در بخش صنايع دستي، توانمندسازي اين هنر در بخش مشاغل خانگي و رونق بخشيدن به آن باشد ولي اين دغدغه نبايد باعث شود تاثير ژرف فرهنگي دست سازه هاي اقوام ايراني در اين نوع نگاه گم شود. سرمايه گذاري در عرصه صنايع دستي و توسعه بخشيدن به آن، در واقع سرمايه گذاري در توسعه فرهنگي جامعه است. هر چند اشتغال زايي و درآمدزايي با توسعه صادرات صنايع دستي محقق مي شود ولي در کنار آن صادرات فرهنگي کشور ايران بيشتر با توسعه صادرات صنايع دستي است که محقق خواهد شد. نبايد فراموش کرد که هويت ايراني بر ۳ پايه مهم استوار است؛ دين، مذهب و اعتقادات مذهبي، ميراث سياسي و ميراث فرهنگي که صنايع دستي امروزه در بعد ميراث فرهنگي ظاهر شده و همواره در تقويت و صيانت هويت ايراني نقش داشته و دارد.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news186679.html