 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
ایسنا , شنبه 6 اسفند 1390 |
|
در نشست «بدورد بغداد» مطرح شد: ديگر فيلم قصهگو در سينماي ايران جايي ندارد
|
| | | |
 | کارگران فيلم «بدرود بغداد» گفت: هدف از ساخت اين فيلم رفع سوءتفاهم تروريست بود که اوج آن را در فيلم، ميتوان در ترديد «صالح» براي منفجر کردن جليقه بمب ديد. |  هموطن آنلاین - مهدي نادري كه در جلسه اکران و نقد فيلم «بدرود بغداد» در زنجان سخن ميگفت ادامه داد: نظريهي حذف گسلهاي تمدني و فضاي رعب و وحشت تروريست که کاخ سفيد به وجود آورده است، به راحتي برطرف نميشود بلکه بايد با اقدام جدي و عملي با آن برخورد کرد که فيلم و سينما يک رسانه و ابزار قوي، اثرگذار در اين زمينه است.
وي، افزود: فرهنگ آمريکايي يک فرهنگ نظامي است و نظاميگري در آمريکا يک شغل جدي است که در ساير کشورها اين فرهنگ حاکم نيست.
نادري با اشاره به فيلم «بدرود بغداد» گفت: در سکانسي که «صالح» با دانيل حرف ميزند، اوج ترديد او را ميتوان ديد که به عنوان يک فرد انتحاري که جليقه بمب پوشيده است و ميگويد ببين سرنوشت رياضيدان بصري را که اگر الان اين بمب را منفجر کنم قتل کردم، اگر ديروز اين کار را ميکردم زنم را کشته بودم و اگر به تنهايي اين کار را انجام دهم، خودکشي نمودهام.
اين کارگردان، ادامه داد: نبايد افکار ضدعربي به همسايگانمان داشته باشيم بلکه بايد تلاش کنيم با شناخت کشورهاي منطقه به عنوان فرهنگهايي که قرار است تا هميشه در کنار هم زندگي کنيم، بتوانيم قدرت واحدي براي مقابله با تهديدات استعمارگرانه کشورهاي غربي داشته باشيم.
نادري خاطرنشان کرد: اين فيلم، سفارشي نبود و جرقه اوليه آن با حضورم در عراق پس از يکسال از جنگ با آمريکا بود و براي ساخت آن 6 سال دوندگي و پيگيري کردم، ولي عليرغم همه سختيها و موانع فيلمسازي به فکر ساختن فيلمهاي بعدي هستم.
وي در مورد زبان فيلم، گفت: از ابتدا هم قرار نبود فيلم دوبله شود و به سطح زبانشناسي مخاطبان در خواندن زيرنويس که با اين نوع قصهگويي خو گرفتهاند تکيه کردم، زيرا مخاطبان ما به دنبال سينمايي هستند که ذهنشان را به چالش بکشد، لذا اين فيلم با زبان اصلي به نمايش در آمد، حتي وقتي در آمريکا و عراق به نمايش در آمد، در مورد نوع لهجه و يا کاربرد کلمات از سوي آنها ايرادي بر آن وارد نشد، زيرا صحنه فيلمبرداري تبديل به کلاس آموزش زبان عربي و انگليسي شده بود و بازيگران با پشتکار اين کار را انجام ميدادند تا بتوانند بهترين کار را ارائه دهند.
در ادامه اين جلسه، محمد گذرآبادي کارشناسي فيلم، اظهار کرد: گاهي با واکنشهاي تندي در مورد فيلمها روبهرو ميشويم. در سينما بايد سعهصدر داشت و با حوصله فيلم را دنبال نمود تا بتوان داستان فيلم را از پس بازي بازيگران فهميد و انتخاب يک بازيگر يا چند نفر به عنوان شخصيتها و بازيگران اصلي بر اساس نوع داستان تعيين ميشود، بنابراين نميتوان انتظار داشت که همه فيلمها حتماً و فقط يک بازيگر شخص اول داشته باشند.
وي، افزود: "بدرود بغداد" يک فيلم موازي و تراژيک است که با مقايسه سه شخصيت اصلي، محور داستان را ساخته و تراژيک است، زيرا آنها نميتوانند کاري را که در نظر دارند، انجام دهند.
اين مدرس دانشگاه با بيان اينکه تئاتر و سينما جنبههاي مشترک زيادي دارند، ولي هميشه اغراق در تئاتر بيشتر است، تصريح کرد: چون در تئاتر بيننده و بازيگر با هم فاصله دارند، بازيگر مجبور به اغراق است، ولي نماي نزديک در سينما احتياج به اغراق ندارد. وقتي کسي گفت اين فيلم تئاتري بود حتماً منظورش اغراق در برخي سکانسهاي فيلم بوده است.
وي با تأکيد بر اينکه در سينماي ايران ديگر فيلم قصهگو جايي ندارد، خاطرنشان کرد: در حال حاضر همه بحثهايي که در سينماي ايران است، دعواي کلاسيک در مقابل مخاطب خاص است و چند کتاب که تاکنون منتشر کردهام، در زمينه آموزش سينماي کلاسيک بوده است، زيرا در اين زمينه کمکاري کرديم. الان در دهه 80 برگشيم به اين بحث که فيلمنامه خوب نداريم و اين نتيجه بيساختاري سينماي دهه 70 است.
اين کارشناس فيلم با بيان اينکه چيزي به اسم سينماي معناگرا نداريم، تصريح کرد: کاربرد اين واژه کاملاً اشتباه است، ما در سينما حتي در بخش تئوريک چيزي به اسم معناگرا نداريم، زيرا هر فيلمي معنايي دارد و اينکه معناي خاصي را ملاک قرار دهيم، کجسليقگي است.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|