 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
شرق , دوشنبه 22 اسفند 1390 |
|
افشاي راز جسد سوخته با رديابي تلفني
|
| | | |
 | روز حادثه با او تماس گرفتم و به بهانهاي او را به مكاني خلوت كه از قبل براي اجراي نقشهام در نظر گرفته بودم كشاندم. در آنجا با او درگير شدم و خفهاش كردم بعد براي اينكه آثار قتل را از بين ببرم جسد را به خارج از شهر بردم و به آتش كشيدم تا شناسايي نشود. |  هموطن آنلاین_ راز قتل مردي كه پس از مرگ جنازهاش به آتش كشيده شده بود، در جريان تحقيقات تخصصي پليس و رديابيهاي تلفني فاش شد.
اوايل بهمن ماه به مركز فوريتهاي پليسي 110 شهرستان زرقان واقع در استان فارس خبر داده شد جنازه يك مرد در يكي از وروديهاي شهر رها شده است. اين خبر را افرادي به پليس دادند كه در حال عبور از آن منطقه جسم سوختهاي را ديده و با نزديك شدن به محل جسد را مشاهده كرده بودند.
كارآگاهان جنايي وقتي به محل اعلام شده رفتند جسدي را مشاهده كردند كه تقريبا به صورت كامل از بين رفته بود و غيرقابل شناسايي به نظر ميرسيد.
شواهد و نشانههاي موجود در اين منطقه بياباني حكايت از آن داشت كه قتل در مكان ديگري انجام شده و سپس قاتل يا قاتلان با هدف منحرف كردن مسير تحقيقات جنازه را به آنجا منتقل كرده و با استفاده از بنزين به آتش كشيدهاند. پس از انتقال جسد به پزشكي قانوني تلاشها براي رازگشايي از اين جنايت روي شناسايي هويت مقتول تمركز يافت و افسران جنايي پيش از هر اقدامي به بررسي پرونده افرادي پرداختند كه در آن دوره زماني مفقود شده بودند. آنها به پرونده مردي به نام «مجيد» برخوردند كه خانوادهاش از ناپديد شدن او خبر داده بودند و ظواهر موجود نشان ميداد به احتمال زياد اين فرد همان مقتول است. به همين دليل خانواده مجيد به پزشكي قانوني فراخوانده شدند و جنازه را از نزديك ديدند. اين كار به تاييد هويت قرباني منجر و نخستين گره پرونده باز شد. يكي از بستگان مجيد به پليس توضيح داد: «روز حادثه تلفن مجيد زنگ خورد و او بعد از چند دقيقه مكالمه تلفني از خانه بيرون رفت و ديگر بازنگشت.»كارآگاهان در شرايطي به تحقيق پيرامون اين جنايت ادامه دادند كه پزشكي قانوني در نظريهاي اعلام كرد مرگ مجيد ربطي به سوختگي ندارد و او بر اثر فشار بر عناصر حياتي گردن دچار انسداد مجاري تنفسي شده و جان باخته است. پليس رديابي آخرين مكالمه تلفني مقتول را كليد اين معما ميدانست. به همين دليل تجسسهاي ويژهاي در اين خصوص انجام و بعد از استعلام از مخابرات هويت فردي كه در روز حادثه با مجيد تماس گرفته بود، مشخص شد.
افسران جنايي در ادامه سراغ اين مرد كه «خليل» نام دارد رفتند و او را بازداشت كردند. خليل وقتي تحت بازجوييها قرار گرفت گفت اصلا مجيد را نميشناسد و در مرگ او نقشي نداشته است. با وجود اين انكارها تحقيقات از متهم ادامه يافت تا اينكه او بالاخره در بنبست قرار گرفت و به ارتكاب جنايت اقرار كرد.
خليل در اعترافاتش گفت: «از مدتي قبل متوجه شده بودم مجيد با يكي از اقوام نزديكم رابطه دارد. اين موضوع خيلي من را آشفته كرده بود براي همين كمي تحقيق كردم و شكم بيشتر شد. در نهايت در حالي كه آبروي خانوادگيمان را در خطر ميديدم تصميم گرفتم مجيد را بكشم. روز حادثه با او تماس گرفتم و به بهانهاي او را به مكاني خلوت كه از قبل براي اجراي نقشهام در نظر گرفته بودم كشاندم. در آنجا با او درگير شدم و خفهاش كردم بعد براي اينكه آثار قتل را از بين ببرم جسد را به خارج از شهر بردم و به آتش كشيدم تا شناسايي نشود.»
بنا بر اين گزارش متهم بعد از اعتراف به جرم خود به مرجع قضايي معرفي شد و با قرار بازداشت در اختيار كارآگاهان قرار گرفت تا تحقيقات از او ادامه يابد و جزييات بيشتري از اين قتل فاش شود. | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|