جمعه 22 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی حوادث اشتباهي بازداشت شدم

 
 

جام جم , يكشنبه 28 اسفند 1390

اشتباهي بازداشت شدم

 
 

اين مرد در بازجويي‌ها نحوه قتل را توضيح داد و گفت كه براي جدا كردن وارد اين درگيري شده و بعد چون مقتول او را كتك زده او هم دست به قتل زده‌ است.

هموطن آنلاین _ عليرضا رحيمي‌نژاد _ حامد متهمي است كه سه سال است براي اثبات بي‌گناهي‌اش تلاش مي‌كند.
او كه در شعبه 74 دادگاه كيفري‌ استان تهران محاكمه مي‌شود، مي‌گويد او را بي‌گناه بازداشت كرده‌اند و دلايلي كه پليس براي مجرم نشان دادن او ارائه كرده بي‌اساس است، اما علي عطار نماينده دادستان تهران مي‌گويد دلايلي در پرونده وجود دارد كه نشان مي‌دهد حامد عامل اين قتل است.
نماينده دادستان تهران مي‌گويد: متهم سه سال قبل در يكي از شهرهاي حاشيه تهران در خانه خواهرزاده‌اش بوده كه متوجه يك درگيري مي‌شود و براي اين‌كه از ماجرا باخبر شود، بيرون مي‌رود و بعد وارد درگيري شده و يكي از طرفين را به قتل مي‌رساند.
بررسي‌هايي كه ماموران ما انجام دادند مشخص كرد كه ضارب كسي نيست به جز حامد، مردي كه براي مهماني رفته ‌بود. دادسرا دلايل زيادي را جمع‌‌آوري كرد و بعد از اين‌كه ظن بازپرس به يقين تبديل شد قرار مجرميت را صادر كرد. وي مي‌گويد: بعد از اعلام قتل، ماموران به محل رفتند و تحقيقات خود را آغاز كردند. در اولين گام شاهدان درگيري را مورد بازجويي قرار دادند و متوجه شدند كسي كه مقتول را به قتل رسانده حامد ن
ام دارد و بعد از به قتل رساندن در خانه خواهرزاده‌اش مخفي‌شده ‌است. وقتي ماموران خانه‌اي كه شاهدان نشان داده ‌بودند را پيدا و متهم را بازداشت كردند، هرچند حامد در ابتدا مقاومت كرد و گفت كه كسي را نكشته اما بعد از چندين ساعت بازجويي به قتل اعتراف كرد و گفت كه عصباني شده و با چاقو به مرد جوان حمله كرده و او را به قتل رسانده ‌است.
اين مرد در بازجويي‌ها نحوه قتل را توضيح داد و گفت كه براي جدا كردن وارد اين درگيري شده و بعد چون مقتول او را كتك زده او هم دست به قتل زده‌ است.
هرچند متهم در اعترافات بعدي اعلام كرد كه قتل كار او نبوده ‌است، اما تحقيق از شاهدان و مدارك به دست آمده همگي نشان مي‌دهد حامد قاتل است و دادسرا هم بر اين امر تاكيد دارد بنابراين به عنوان نماينده دادستان تهران معتقدم متهم بايد با توجه به گفته اولياي‌دم و نظر قضات محاكمه‌كننده مجازات شود.
باور كنيد قتل كار من نبود

تاكيد نماينده دادستان و دلايلي كه او در پرونده براي اثبات گناهكار بودن متهم ارائه داده ‌است هم باعث نشده تا حامد اتهامش را قبول كند، او تاكيد مي‌كند كه در شرايط سختي اعتراف كرده و آنچه گفته است واقعيت ندارد.
چه مدتي است كه در زندان هستي؟

حدود 3 سال است كه زنداني هستم. اصلا نمي‌دانم چه شد كه اين اتفاق افتاد، آن روز من داشتم سركار مي‌رفتم كه اين‌طور شد.
اگر سركار مي‌رفتي ، در خانه خواهرزاده‌ات چه مي‌كردي؟

داشتم سركار مي‌رفتم كه خبر دادند جاده بسته شده، من هم نتوانستم كاري بكنم تصميم گرفتم به خانه خواهرزاده‌ام كه همان نزديكي بود بروم و چند ساعتي آنجا باشم شايد راه باز شود.
پس تو كاملا در آن محل غريبه بودي؟

بله درست است. من كاملا غريبه بودم و كسي را نمي‌شناختم. نه مقتول را مي‌شناختم و نه كسي كه با آنها درگير بود. اصلا اين درگيري به من ربطي نداشت.
پس چرا دست به قتل زدي؟

من اين كار را نكردم. اصلا كار من نبود. نمي‌دانم چرا بازداشتم كردند.
درگيري چطور اتفاق افتاد؟

در جريان اين‌كه چطور اتفاق افتاد نيستم. داشتم تلويزيون نگاه مي‌كردم كه صدايي شنيدم. بيرون رفتم و ديدم كه درگيري اتفاق افتاده است. درست جلوي خانه خواهرزاده‌ام درگير شده ‌بودند. من هم مثل ديگران درگيري را تماشا كردم و بعد هم كه آن جوان كشته شد و پليس آمد. من به‌خانه رفتم و ديگر موضوع را پيگيري نكردم.
اگر تو در آن درگيري نقشي نداشتي و فقط تماشا كردي، پس چرا تو را بازداشت كردند؟

من هم از همين تعجب مي‌كنم. موضوع اصلا ربطي به من نداشت و من نمي‌دانم چرا بازداشت شدم. در خانه نشسته ‌بودم داشتم تلويزيون تماشا مي‌كردم، ماموران آمدند و من را بازداشت كردند.
شاهدان گفتند كه تو ضارب بودي. براساس اين گفته ماموران تو را بازداشت كردند و تو هم بعد از بازداشت اعتراف كردي كه چه اتفاقي افتاده‌ است و گفته‌اي كه مرتكب قتل شدي. حالا چرا انكار مي‌كني؟

درست است كه من اعتراف كردم، اما اعترافاتم در شرايط عادي نبود. من خيلي در فشار بودم به همين خاطر هم اعتراف كردم، اما گفته‌هايم واقعي نبود. من حتي نتوانستم توضيح دهم ضربات را كجاي مقتول زده‌ام، هرچه گفتند من هم نوشتم.
نزد بازپرس كه تحت فشار نبودي. در آنجا چرا اعتراف كردي؟

آنجا هم‌چون در آگاهي اعتراف كرده ‌بودم همه چيز را گفتم.
در قرار مجرميت آمده ‌است كه اعترافات تو نزديك به واقع بوده، اما حالا انكار مي‌كني؟

شايد اتفاقي همه چيز درست از آب درآمده‌ باشد. اعترافات من دروغين است.
در پرونده آمده سابقه‌دار هم هستي. درست است؟

بله من چندين سابقه ‌دارم كه سوابقم مربوط به درگيري و اعتياد است، اما در اين پرونده واقعا تقصيري ندارم.
اولياي‌ دم درخواست قصاص كرده‌اند و مي‌خواهند كه تو قصاص شوي، حرفي با آنها نداري؟

درخواست دارم اين‌ كار را نكنند، چون من فرزندشان را نكشته‌ام و فقط يك ناظر بودم. شايد اشتباهات زيادي در زندگي‌ام كرده‌ باشم اما اين قتل كار من نبود.
تو كه براي دعوا نرفته ‌بودي، پس چرا چاقو داشتي؟

اصلا من چاقو نداشتم اين دروغ است.
اما چاقوي خون‌‌آلود از خانه خواهرزاده‌ات پيدا شد و تو اعتراف كردي كه آن چاقو متعلق به توست.
من اشتباه كردم كه اين اعترافات را دادم. همين موضوع هم باعث شده تا حالا در زندان باشم. چاقويي كه از خانه خواهرزاده‌ام بيرون آوردند اصلا خون‌آلود نبود.
متهم به سمت مقتول حمله كرد

حامد قتل را انكار مي‌كند،نماينده دادستان نيز اصرار دارد كه مداركي براي محكوم كردن قاتل دارد و شاهدان هم مي‌گويند به وضوح ديده‌اند چه اتفاقي افتاده‌ است. يكي از اين شاهدان مي‌گويد: درگيري بين مقتول و همسايه‌اش بود. آنها به خاطر بيرون گذاشتن زباله با هم دعوا داشتند. هركدام ديگري را متهم به اين كار مي‌كرد. آنها مدتي بود كه باهم دعوا داشتند، اما هيچ ‌وقت درگيري آنقدر بالا نگرفته‌ بود. يكدفعه هر دو عصبي شدند و همديگر را زدند دعوا بالا گرفت و مردم هم قاطي شدند. حامد هم در آن ميان بود.
اين شاهد مي‌گويد: حامد جلو رفت و خواست جو را آرام كند. البته من متوجه نشدم كه چه شد و چه اتفاقي افتاد، اما مي‌دانم كه حامد جلو رفت. البته نديدم كه ضربه‌اي به كسي بزند، اما چاقو دستش بود و وقتي به مقتول نزديك شد مقتول روي زمين افتاد. من ضربه زدن را نديدم، اما شاهدان ديگري هستند كه زدن ضربه را ديده‌اند.
او ادامه مي‌دهد: البته بايد بگويم من نمي‌خواهم كسي را محكوم كنم. شهادت دروغ هم در دادگاه ندادم و هر آنچه را كه ديده ‌بودم گفتم. اما حامد ناراحت شده و مي‌گويد من دروغ گفتم در حالي كه مقتول و حامد هر دو غريبه بودند. اتفاقا من به اولياي‌ دم هم گفتم كه حامد قصد جدا كردن داشت.
وي در مورد اين‌كه چرا ديگران دخالت نكردند، مي‌گويد: ما مي‌خواستيم جلو برويم و جدا كنيم اما حامد وارد شد و چاقو كشيد و گفت كنار برويد و با آنها دعوا كرد. او اهل اين محل نبود اما من ديده ‌بودم كه گاهي مي‌آيد و خانه يكي از همسايه‌ها مهمان است. او گفته‌ بود حامد دايي‌اش است. به هر حال من ديدم كه با چاقو به سمت مقتول رفت و بعد مقتول روي زمين افتاد.

 
 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
۸۳ درصد اولیا، کیفیت آموزش مجازی را «خوب» و «خیلی خوب» ارزیابی کردند
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار