جمعه 22 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 

غرور و خودخواهي!

هموطن آنلاین _ چون نمي توانستم اختلافات پدر ومادرم را حل کنم رنج و عذاب زيادي را تحمل مي کردم...

 
اخبار روی خط جوانی هفته

اخبار روی خط جوانی ماه

 

نمايش اخبار در تاریخ :

روز ماه سال

اسفند 1390
 طعمه هوس!
26/12/1390
امروز مادر و دايي او با قلدربازي به سراغم آمدند و تهديدم کردند که اگر هرچه زودتر مليکا را عقد نکني آن چنان به حسابت مي رسيم که مرغ هاي آسمان به حال تو گريه کنند.

هموطن آنلاین_ اتوبوس در ايستگاه توقف کرد و من پياده شدم. اما هنوز چند دقيقه نگذشته بود که پيامک عاشقانه اي از طريق تلفن همراه دريافت کردم.

 24/12/1390
بازي با زندگي!
او بي شرمانه به من ابراز علاقه مي کند و اين نتيجه ندانم کاري شوهرم و البته اشتباهات خودم است چون براي حل اختلافات با همسرم به مشاوره نرفتم.

هموطن آنلاین _ محبت شوهرم نسبت به جلال گل کرد و هر روز او و خواهران و برادرانش به اتفاق جلال دوره مي نشستند و مشغول ورق بازي مي شدند. شوهرم مرا نيز با توسل به زور در اين بازي مسخره وارد کرد.

 
 کودک بي گناه!
23/12/1390
متأسفانه پدرم و شوهرم قصد دارند مرا نيز به دام مواد مخدر بيندازند و حتي براي فراهم کردن هزينه هاي مواد مخدر نقشه شومي برايم در سر مي پرورانند.

هموطن آنلاین_ تحمل حبس برايم خيلي سخت بود ولي به خاطر مادرم مجبور شدم اين شرايط سخت را در زندگي ام تجربه کنم. به محض آن که از زندان آزاد شدم با عجله به خانه رفتم و مي خواستم پسر کوچولويم را با تمام وجود در آغوش بگيرم و او را غرق در بوسه کنم، اما ...

 22/12/1390
روياهاي هوس آلود!
الان خواستگار خوبي برايم آمده و پيام عکس و نامه هايم را از طريق يکي از دوستانش به آن پسر رسانده است.

هموطن آنلاین_ برايش مي مردم و تصور مي کردم اگر او نباشد من هم نيستم. خودم را با يک مشت حرف احساسي و شعرهاي عاشقانه در روياهاي جواني غرق کرده بودم. من و «پيام» از يک سال قبل با هم آشنا شديم و او با ابراز عشق و علاقه مرا دل بسته خود کرد.

 
 دختر پشيمان!
21/12/1390
از کرده خودم پشيمان و اي کاش فريب چرب زباني هاي اين پسر جوان را نخورده بودم.

هموطن آنلاین_ هيچ مي داني چند روز است از خواب و خوراک افتاده ام و چه قدر عذاب کشيده ام؟ تو مادر نيستي که بفهمي من چه مي گويم. مادر دل شکسته با گفتن اين حرف ها به ديوار تکيه داد و چادرش را روي صورتش کشيد تا کسي اشک هايش را نبيند.

 18/12/1390
پسر پاستوريزه!
امروز که آمده بودم بسته ها را تحويل بگيرم پليس دستگيرم کرد و از داخل کارتن هاي مارک دار قطعات رايانه اي بسته هاي کريستال کشف شد.

هموطن آنلاین _ پدر و مادرم مرا به قول دوستانم «پاستوريزه» بار آورده بودند و وابستگي شديدي نسبت به خانواده ام داشتم. براي ادامه تحصيل مجبور شدم به دانشگاهي در يکي از استان هاي همجوار بروم.

 
 گفتگو با قاتلی که از دوستی خیابانی پشیمان است
17/12/1390
اش دنبال دوستی خیابانی نبودم. کاش او راحت از زندگی من بیرون می‌رفت. همه زندگی من شده حسرت. اما...

هموطن آنلاین_ روزی که برای سوار کردن دختر جوان در خیابان سماجت می‌کرد نمی‌دانست پایان این دوستی خیابانی قتل و چوبه دار است. با تصمیم عجولانه خود خانواده‌ای را در غم از دست دادن دخترشان داغدار کرد و خود پای چوبه دار رفت.

 16/12/1390
بي تفاوتي شوهر و خيانت همسر
به عنوان فردي شکست خورده از تمام زوج هاي جوان خواهش مي‌کنم قدر زندگي خود را بدانند.

هموطن آنلاین_ تصور مي کردم اگر مدل آرايش سروصورتم را عوض کنم شوهرم به زندگيمان دلگرم خواهد شد و براي همين هم ابروهايم را تاتو کردم. اما...

 
 مرگ غمناک!
15/12/1390
پيشنهاد مي کنيم شهروندان براي بازکردن مسير لوله هاي فاضلاب، حدود ۱۰ليتر آب داخل قابلمه اي بريزند و يک بسته پودر ماشين لباسشويي را نيز داخل آن بريزند و اين مايع را روي حرارت اجاق گاز بگذارند. پس از آن که مايع گرم شد و تقريبا به نقطه جوش رسيد آن را داخل لوله هاي فاضلاب بريزند تا مسير لوله ها بدون هيچ خطري شست و شو و باز شود.

هموطن آنلاین_ تمام اعضاي خانواده براي استقبال از عيد نوروز مشغول خانه تکاني بودند؛ مرد جوان نيز تصميم گرفت کمک کند. روز از نيمه گذشته بود که او داخل سرويس بهداشتي رفت و پس از ريختن آب در کف سرويس، ظرف محتوي اسيد را که از قبل خريداري کرده بود داخل لوله و اطراف آن ريخت تا جرم ها را پاک کند.

 14/12/1390
اقدام به خودکشي پس از فرورفتن در باتلاق هوس
اي کاش حواسم را جمع مي کردم و بعد از يک عمر زندگي آبرومندانه غلام حلقه به گوش هوس نمي شدم.

هموطن آنلاین_ چند شب قبل در حال تماشاي برنامه تلويزيون بودم که ناگهان شوهرم با عصبانيت به طرف ساعت ديواري رفت و پاندول ساعت را کشيد و آن را به زمين کوبيد...

 
 لحظه هاي شيطاني!
13/12/1390
اما اين رابطه در طول مدت ۴ماه به سوءاستفاده هاي مکرر انجاميد و حالا اين مرد هوس باز با مشکلي که برايم به وجود آورده مي گويد قصد ازدواج ندارد و من نمي توانم همسر خوب و شايسته اي برايش باشم.

هموطن آنلاین _ به دانشگاه رفتم تا آرزوهاي قشنگ پدر و مادرم را برآورده کنم و آينده ام را بسازم اما با ندانم کاري و اشتباهي که مرتکب شدم همه چيز را خراب کردم و حالا مانده ام با يک حلقه سي دي از لحظه هاي شيطاني زندگي ام چه خاکي بر سرم بريزم؟

 10/12/1390
آمپول ريزش مو!
مراکزي مانند آرايشگاه ها و سالن هاي بدن سازي حق دخالت در امور پزشکي و تجويز دارو را ندارند و شهروندان بايد هوشياري بيشتري در اين زمينه به خرج دهند.

هموطن آنلاین_ ريزش مو اعصابم را خرد کرده بود و چند بار مواد بهداشتي و آرايشي مورد استفاده ام را عوض کردم اما نتيجه اي نگرفتم. من يک روز که به آرايشگاه رفته بودم با مدير سالن زيبايي درباره مشکل ريزش موهايم گفت وگو کردم و او خيلي جدي گفت دوره هاي لازم را براي درمان ريزش مو گذرانده است و مي تواند در يک دوره زماني کوتاه مرا درمان کند.

 
 ۲ ميليون تومان!
8/12/1390
در حال گريه بودم که مادرم گفت به حرم امام رضا(ع) برو تا با زيارت آرام بگيري.با دلي شکسته از خانه بيرون زدم و به راه افتادم. اما در خياباني شلوغ مرد جواني هنگام عبور از عرض خيابان به داخل جوي آب افتاد...

هموطن آنلاین_ شما قضاوت کنيد با هزار بدبختي از تمام حق و حقوق خودم گذشتم و بالاخره موفق شدم از شوهر کريستالي ام که زنان فاسد را در حضور بچه هايم به خانه دعوت مي کرد و بارها و بارها با چشمان گناهکارم شاهد کارهاي غيراخلاقي و شرم آورش بودم، طلاق بگيرم.

 3/12/1390
ارشيا کوچولو!
متاسفانه بعضي از والدين، داشتن مقداري تب در زمان بيماري را براي فرزند خود مفيد مي دانند اما تشخيص ميزان اين درجه از حرارت بدن که مي تواند مفيد باشد با پزشک است.

هموطن آنلاین_ چند قطره اشک در گوشه چشمان پسر کوچولويم حلقه زده بود درحالي که اصلا وضعيت جسماني خوبي نداشت به چشمانم نگاه مي کرد...

 
 مهلکه شيطاني
2/12/1390
الهام زمينه ارتباط تلفني من و پسر خاله اش را برقرار کرد و البته قرار بود اين ارتباط در حد يک سلام و احوالپرسي تلفني باقي بماند اما ...

هموطن آنلاین_ دوره زمانه عجيب و غريبي شده است و اگر گرگ نباشي طعمه گرگ ها خواهي شد. پس خواهش مي کنم دم از عشق و وفاداري نزن چون مردهاي اين دوره قابل اعتماد نيستند.

 1/12/1390
حسرت!
به خاطر اين که دهان همسرم را ببندم متاسفانه در حساب هاي شرکتي که در آن کار مي کردم خيلي ماهرانه دست بردم و مبالغي را برداشت مي کردم. مدتي گذشت و همسرم که متوجه ارتباط من و دخترخاله اش شده بود داد و ...

هموطن آنلاین _ چشم وهم چشمي، چشم زندگي مرا کور کرد و همه چيزم را از دست دادم. همسرم با اين که مي دانست کارمندي ساده هستم و درآمد چنداني ندارم معتقد بود بايد جلوي ديگران کلاس بگذاريم و همه حسرت زندگيمان را بخورند.

 
 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار